« کاخ کوتاهی »

    عنوان این نوشته  ،  نام غزلی است مندرج در صفحات  42 و 43  آخرین  کتاب شعر منتشره از سوی شاعر، ترانه سرا ، منتقد ادبی و سخن ورنام آشنای این مرزوبوم  «  محسن آریا پاد  » .

   " فریدون نوزاد " ،  در صفحه ی 204 کتاب "  گنجینه  " که به کوشش : « دکتر محمّد علی فائق » ،  در سال 1390 خورشیدی از سوی انتشارات پیام فرهنگ ،  منتشر گردیده است ،  چنین می نویسد :

    "  .... ( محسن ) آریاپاد  ،  مردی است که  به بُِن شناسی  قومیت گیلکی خویش ،  تسلط دارد . جامعه و جایگاه تاریخی نژادی اش را دقیقا ً به باور نشسته است  ،  و این کشش وی را به پاسداری زبان لالایی و مادری  وا می دارد و آن را به عنوان شناسنامه مردمی خود می نگرد و حق نیز چنین است ...."

« فراگیر  »

عطر خیال تو فراگیر شد

از نگه ات ، نشئه سرازیر شد

فال سکوت ات که نگین دارد از _

حلقه ی من ؛ خوشه ی تفسیر شد

عشق ، ز مهواره ی تفسیر ها

توی دو چشمان تو تسخیر شد

ُ درّ ِ  غنی گشته ی دریای من

در صدف ِ تشنگی ات سیر شد

بند ِ سرشت ام ز سر ِ سرنوشت

بسته به تایید ِ تو ، زنجیر شد

خوب از این حادثه بر خاست جان

سرخ تر از سرخی ِ تصویر شد

 

وای .... چه می بینم از آزادگی .... _

شوق ، که شایسته ی تاءثیر شد

 عقد ِ من و شوکت ِ بالنده ات _

بر سند ِ حافظه تحریر شد

« پاد ِ » قلمیار ، درون ِ همین _

گردش ِ سیّاره ی دل پیر شد !!

                       (  از کتاب : " کاخ کوتاهی " ،  صفحات 99 و 98  )

    کلمه ی "  غزل  " ،  در اصل به معنای حدیث عشق ،  عاشقی کردن و عشق باختن است . در اصطلاح ادبیات فارسی "  غزل  " ، قالبی از شعر است که در آن مصراع یکم و مصراع های زوج هم قافیه اند و حد معمول آن به طور میانگین 5 تا 12 بیت می باشد . از آن روی که این گونه شعر ،  بیشتر ،  در بردارنده ی سخنان عاشقانه بوده است .

    شاعران فارسی آن را "  غزل  " ، نام کرده اند . ولی به مرور ،  و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دل آویز  حکمت  و  عرفان  در شعر فارسی " غزل  "  ، از صورت پیشین آن به در آمد و با اخلاق و عرفان ،  درهم آمیخت . 

    شاعر « زمستان » ،  زنده یاد : «  مهدی اخوان ثالث ( م.امید )  » ،  زاده ی  اسفند ماه سال 1307  خورشیدی در مشهد  و متوفی در چهارم  شهریور ماه سال 1369 خورشیدی در تهران ؛ در تعریف "  شعر  " ،  چنین می نویسد :

       «.... شعر ،  محصول بی تابی انسان در لحظاتی است که شعور نبوت بر او پرتو انداخته است .... »

    ُطرفه آن که  «  محسن آریا پاد  »  در متن سخنرانی ی که در تابستان سال 1385 خورشیدی در جلسه ی  :« انجمن مهرورزان گیل »،  در منزل " دکتر عنایت اله رحیمیان " ،  تحت عنوان :  « پدیده ی شعر و نقد در گستره ی تصرفات ذهنی شاعر و ناقد  » ، بیان کردند و بلافاصله در صفحه ی 13 فصل نامه ی : « گیلان ما  »  - سال ششم تابستان 1385 خورشیدی  ، منتشر گردیده است ؛ چنین می نویسد :

 

    « .... امّا شعر ، جایگاهی بلند و  وجاهتی شایسته دارد و از آن ،  در ادوار مختلف  ،  تعاریف  گوناگونی شده  که  کوتاه ترین  و رساترین  و علمی ترین آن این است  که  " شعر " :  << کلامی است مخیّل ،  موزون و موثر >> .  با این تعریف هر سروده یی که منظوم و موزون باشد ولی در آن عنصر خیال دیده نشود در حدّ نظم باقی می ماند و " شعر"  نیست –  یعنی هر کس نمی تواند با اندک ذوق ،  و آگاهی مختصر از عروض ،  آن هم نه به صورت علمی و زبان شناسانه ،  بلکه به صورت ساده و ریتمیک و تجربی با تنظیم قافیه و ردیف  ،  و بدون پروراندن ُصور خیال  ، " شعر"  بگوید و اگر بدون در نظر گرفتن امر تخیّل چیزی سروده شود  ،  در چهار چوب تعاریف مربوطه  ،  " شعر"  محسوب نمی شود . چون " شعر " بازتاب اندیشه است –  کشف  شهود است –  پدیده یی است که با نمایش تخیّل  ،  رقص واژگان را سبب می شود .... »

«  جام ِ سو  »

حرف نا گفته در گلویم نیست

غیر ِ روی تو جستجویم نیست

دیگر ابهام ، در شکاف ِ سخن

مزّهی لفظ  و گفتگویم نیست

قصدم از این که بی نهال ِ دل ام _

در بهشتی برین برویم نیست

یا که بهر ِ تظاهری شیرین _

توی کندو مرا بشویم نیست

تا تو هستی ! ، رخی در این هستی _

ماندگارانه روبرویم نیست

پس بدان آنچه را که می شنوی _

رشوه ی خام ِ های و هویم نیست:

ای که پیوسته در خیال منی ! _

جز نگاه ِ تو آرزویم نیست

میل ام از ریزش ِ ( می ِ ) چشم ات _

بی تشرّف ، به جام ِ سویم نیست

« پاد » ، در بی کرانه ات گم شد

انتظاری جز این از اویم نیست .

                        ( از کتاب : "  کاخ کوتاهی  " صفحات 73 و 72  )

    «  دکتر مهران برزگر ماچیانی  » ،  طی مقاله ای تحت عنوان : «  بررسی اوزان و بحرهای غزل های ننوشته ی خوانا »  ،  در صفحات 49 و 48  فصل نامه ی  : «  گیلان ما  » ، سال دوازدهم ،  شماره یک ،  بهار سال 1391 خورشیدی  ،  چنین می نویسد :

«جهان پاد ،  جهانی است دو سویه ، هم از احساس  و عاطفه ی او برخوردار است ،  هم از اندیشه  و تخیّل او . اگر چه غلبه ی اندیشه ،  آگاهی و تجربه ی او بر احساس او می چربد . امّا ،  گاه این دو را با هم تلفیق می کند . جهانی می سازد همراه با اندیشه و تخیّل . از همین اسلحه برای کشف رازهای جهان  بر می آید. در این حالت ، جهان رازناک شاعر شکلی دگرگون به خود می گیرد ....

    برای  بر شدن ،  چاره ای جز این نیست که آهنگ بالا کند و سلاحی برای بر شدن جز موسیقی نمی یابد . از این رو بنای شعر خود را بر موسیقی بنیان می نهد . از این رو ،  اساس شعر "  پاد  " بر موسیقی و آهنگ ،  استوار پابرجاست . موسیقی درست ،  شیک و بی عیب و نقص . او به این شیوه شعر می گوید  و همین شیوه را می پسندد. او هم خود از موسیقی لذت می برد و هم می خواهد خواننده و شنونده با خواندن و شنیدن شعرش  از کلام موسیقایی به وجد آید . می کوشد خواننده را جذب کند و در نهاد او شادی و پویایی نهفته و خفته را بیدار کند .

    پاد ،  تاثیر کلام را در آهنگین بودن آن می داند ؛ او واژه ها را به خوبی می شناسد . در استفاده کردن از آن به هر گونه که خود بخواهد به کار می گیرد . با الفاظ  ،  واژه ها و عناصر طبیعی  و اشیای دور و بر خود زندگی می کند .... »

 

    «  محسن آریاپاد  » ،  در سوّمین روز دی ماه سال 1326 خورشیدی در محله ی " لطف آباد "  رشت ،  چشم به هستی گشود . تحصیلات مقدماتی را تا اخذ دیپلم ریاضی  در زادگاهش گذراند  و در کنکور دانشکده ی افسری پذیرفته شد .

    بعد از اخذ لیسانس ، در شهربانی گیلان مشغول به خدمت شد .  متعاقب آن ،  در کنکور سراسری سال 1354 خورشیدی شرکت نمود و در دانشکده ی بازرگانی  پذیرفته ،  موفق به اخذ لیسانس بازرگانی شد .  وی ،  با اتمام خدمت در نیروی انتظامی گیلان ،  جذب صنایع گیلان شد ؛ و در کانون های صنعتی گوناگون ،  مشغول به کار شد .

     «  محسن آریاپاد  » ، فعالیت ادبی خود را از دوران دبیرستان آغاز کرد و در دانشکده ی پلیس  ،  گاهنامه ی داخلی مجموعه ی اشعار آزاد و کلاسیک را به نام  : "  پژواک  " ، با همکاری چند تن از دانشجویان هم دوره ای خود  ،  منتشر نمود .

    آثارش در قالب های سنتی و نیمایی و به دو زبان توانای فارسی و گیلکی به گویش رشتی ،  در نشریات گوناگون منتشر شده است . جناب ایشان ،  ُپر انرژی و توانمند ،  عضو هیات مدیره ی خانه فرهنگ گیلان  ،  عضو انجمن مهرورزان گیل  ،  عضو موسس انجمن مهرورزان گیلان پژوه  ،  رییس هیات مدیره ی انجمن صنفی شرکت سهامی بیمه ایران  و .... می باشد . از این شاعر و منتقد ادبی ،  تاکنون آثار ذیل منتشر گردیده است :

    1 ) "  می گیلان  " ،  مجموعه ی اشعار ،  شامل یک صد  دوبیتی گیلکی با گویش رشتی با  مقدمه ی زنده یاد :  " استاد فریدون پوررضا  "  ،  نشر هدایت ،  رشت ،  چاپ اوّل سال 1380 خورشیدی  .

    2 ) "  اویتا من  " -  آن من دیگر  -  مجموعه ی اشعار گیلکی ،  نشر فرهنگ ایلیا ،  رشت ، چاپ اوّل سال 1386 خورشیدی .

    3 ) "  ننوشته ی خوانا  " ، غزل معاصر ،  انتشارات دهسرا ،  رشت ،  چاپ اوّل سال 1389 خورشیدی  .

    4 ) "  بازی بان  " ،  شعرهای آزاد ، انتشارات دهسرا ،  رشت ،  چاپ اوّل سال  1390 خورشیدی .

    5 ) "  واپوشسته واز " – باز پوشیده - ، دوبیتی های گیلکی ،  انتشارات دهسرا ،  رشت ،  چاپ اوّل سال 1390 خورشیدی .

     6 ) "  در دو خط ،  بی خط ؟ " ،  غزل معاصر ،  انتشارات دهسرا ،  رشت ،  چاپ اوّل سال 1392 خورشیدی .

« ُبرش »

شعر من رقص ِ التهاب ِ من است

ُبرشی تازه از حجاب ِ من است

وقتی از من سئوال می پرسد _

لایه های خودش جواب من است

از چه گویم !؟ که هوش و تدبیرش _

آگه از گردش ِ حساب من است

مست و لول است سال ها با من

از همان کودکی خراب من است

گریه گر می کند ؛ نوازش کن _

شانه اش را که جای خواب من است

چون ز ایل و تبار  ِ هذیان نیست

سخن اش مایه ی مجاب من است

گفته اند آب ، نبض ِ ماهی هاست

ماهیم من در آن که آب من است

لذّت ِ صید ِ رقص ِ من با تو !

آب ، مجنون ِ پیچ و تاب ِ من است

« پاد » در تابه های آب و لعاب _

گوید : این هفتمین کتاب من است !!

( از کتاب " کاخ کوتاهی " ، صفحات 107 و 106 )

 

    « محسن آریاپاد  » ،  در چهارمین بیت از غزل : "  چند نمود " ، منتشره در صفحات 52 و 53 کتاب مجموعه ی غزل معاصر تحت عنوان : « کاخ کوتاهی »  چنین می سراید :

میان ِ  اشک ِ  من  و جنس ِ  آب ِ  دریاها

شباهتی ست که ( شوری ) درآن جوانه نمود .

    کتاب : غزل معاصر « کاخ کوتاهی » ،  شامل 49 غزل در 112 صفحه ی رقعی ،  کاغذ سفید مرغوب ، جلد شمیز ، با شمارگان 1000 جلد ، منتشره در بهار سال 1394 خورشیدی ، از سوی انتشارات دهسرا در " رشت "  ،  اکنون در دست مخاطب مشتاق ادبیات و هنر ،  به ویژه کالای  ُپر ارزش ِ «  شعر  » ، می باشد .

 

« سیاوش  رضازاده  -  رشت  »

چهارشنبه 12 فروردین ماه سال 1394

/ 2 نظر / 45 بازدید
نیلوفر

سلام سلام خيلي خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم موفق باشين

هانيه حسن زاده

سلام. تشكر از اطلاعات و بيوگرافي هايي كه مي نگاريد. خداوند جناب آرياپاد را هم حفظ كند ايشان از سرمايه هاي ادبي گيلان عزيزمان هستند.